پسر کوچکی بازحمت زیاد دستش را بالا برد و زنگ خانه ای را زد .

پسرک پرسید: «خانم، می توانم خواهش کنم کوتاه کردن چمن های حیاط خانه تان را به من بسپارید؟»

زن پاسخ داد: «کسی هست که این کار را برایم انجام می دهد.»

پسرک گفت: «خانم، من این کار را با نصف قیمتی که او می دهد انجام خواهم داد.»

زن در جوابش گفت که از کار این فرد کاملا راضی است. پسرک بیشتر اصرار کرد و پیشنهاد داد: «خانم، من پیاده رو و جدول جلوی خانه را هم برایتان جارو می کنم. در این صورت شما در یکشنبه زیباترین چمن را در کل شهر خواهید داشت.»

مجددا زن پاسخش منفی بود. پسرک در حالی که لبخندی بر لب داشت از در خانه فاصله گرفت .

مردی که در همان نزدیکی در اتومبیلش منتظرا یتاده بود تمام مکالمات راشنید پیاده شد و به سمتش رفت .

گفت: «پسر...، از رفتار وسماجتت خوشم آمد؛  روحیه خاص و خوبی داری دوست دارم کاری به تو بدهم.»

پسر لبخندی زد و جواب داد: «نه ممنون، من فقط داشتم عملکردم را می سنجیدم. من همان کسی هستم که برای این خانم کار می کند. "

آفتاب نوشت:

خوبه که ماهم گاهی اعمال ورفتارمون رو مورد سنجش قرار بدیم...

نزد قاضی وجدانمون...

اطرافیان ونزدیکانمون...

و از همه مهم تر نزد خدامون....

رفتار واعمالمون رو با ترازوی خودش بسنجیم ومحک بزنیم..

ببینیم چه کردیم..

آرزو دارم اعمال ما تو ترازوی سنجش مثل همون بالایی باشه...

راستی تو این ماه رمضون عملکردمون چگونه  بود ؟؟!!متفکر



تاريخ : شنبه ٤ امرداد ۱۳٩۳ | ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ | نویسنده : ۩ آفتاب ۩ | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.