مجادله در ادبیات بر سر یک خال:

۱- حافظ: 

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را

به خال هندویش بخشم سمرقند بخارا را
—•—•—•—•—

۲- صائب تبریزی

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را

به خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را 

هر آنکس چیز می بخشد ز مال خویش می بخشد

نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را
—•—•—•—•—

۳- شهریار: 

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم تمام روح و اجزا را 

هر آنکس چیز می بخشد بسان مرد می بخشد 

نه چون صائب که میبخشد سر و دست و تن و پا را 

سر و دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند

 نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دلها را
—•—•—•—•—

۴- محمد عیادزاده:

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را 

خوشا بر حال خوشبختش، بدست آوردْ دنیا را 

نه جان و روح می بخشم نه املاک بخارا را 

مگر بنگاه املاکم؟ چه معنی دارد این کارا؟ 

و خال هندویش دیگر ندارد ارزشی اصلاً 

که با جراحی صورت عمل کردند خال ها را 

نه حافظ داد املاکی، نه صائب دست و پا ها را

فقط می خواستند این ها، بگیرند وقت ما ها را....

**********************************************

آفتاب نوشت:

امــــروز به پـایـان می رسـد از فردا برایــم چیزی نگــو !

مــن نمی گــویم " فردا روز دیــگری ست " فقــط می گــویم " تو روز دیــگری هســتی "

تــو فردایــی همــان که بایــد بخاطـــرش زنده بــمانمقلب



تاريخ : دوشنبه ۱۳ امرداد ۱۳٩۳ | ٥:٥۳ ‎ب.ظ | نویسنده : ۩ آفتاب ۩ | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.