یک سال دیگر گذشت

بعضی پیرتر شدیم وشکسته تر، و بعضی هم جوان تر وشاداب تر.....

دفتر روزهای سال را ورق می زنیم وبر سیاه ترین وسفیدترین صفحاتش مکث می کنیم:

عزیزانی را از کف دادیم ؟

عزیزانی را به کف آوردیم ؟

به ناکامی رسیدیم ؟

و یا شاهد آرزو را به آغوش کشیدیم!؟

××××××××

 هر چه بود گذشت ،   تغییر اصل لایتغیر زندگیست،

وتلخی ها وشیرینی ها رسم همیشگی عمرمان !!!

وحالا....

وحالا چه خوب است در واپسین روزهای سال، منصفانه، آستین همت را بالا بزنیم وکردار یکسالمان را بر ترازوی عمل بسنجیم:

چقدر برای خدایمان بندگی کردیم ؟

چقدر گره از کار خلق گشودیم ؟

چقدر مهرورزیدیم؟

چقدر برای از راه ماندگان خنکای یک سایه سار شدیم ؟

چنین بودیم ؟..............خوشا به بازوان اندیشه وکردارمان !!!

نبودیم ؟ .............

 

همین امشب در اعماق سکوت وتاریکی با خدایمان عهد می بندیم که:

در روزهای باقی امسال و عمر خویش جز از جاده بندگی ،گره گشایی ،مهرورزی و...ره نسپریم.

آنی باشیم که درزمان افول آفتاب عمرمان،نگاه حسرت به راه طی کرده نیاندازیم.



تاريخ : سه‌شنبه ٢٦ اسفند ۱۳٩۳ | ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ | نویسنده : ۩ آفتاب ۩ | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.