دلم گرفته به شدت..

می خوام راحت حرف بزنم به واژه ها و به گزین کردن و ترکیبشون فکر نکنم :

خدا آدم رو خلق کرد وتو سینه اش دلی گرم نهاد دلی که شیطون از آفرینشش ترسید .به خودش گفت : آدم هیچی نیست واگر زمانی آسیبی به من برسه از همین ناحیه است.....

حالا حرف من اینه چرا آدمها با داشتن همچین گنجینه ای تو سینه شون اینهمه سرد شدند...؟؟!!

وقتی زمانی دست میده و توی همین دنیای مجازی به وبلاگ ها سر می زنم می بینم واااااای خدای من چه خبره ؟؟

چه دنیایی شده دنیای ما آدمها..

چقدر بی مهری.. بی همزبونی..... بی وفایی.... عهدشکنی..... خیانت....

چی شده واقعا...چرا این قدر همه احساس تنهایی می کنن..!!

فقط به قول سهراب می تونم بگم : من به آمار زمین مشکوکم......!!!

پ.ن :

ما آدمها داریم چی به سر دلهای همدیگه میاریم ؟؟؟؟؟



تاريخ : یکشنبه ٢٧ امرداد ۱۳٩٢ | ٢:٠٦ ‎ب.ظ | نویسنده : ۩ آفتاب ۩ | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.