احساس یا مال

 تصور کن یک روز صبح که از خواب بیدار میشی ببینی به جز خودت هیچ کس توی دنیا نیست و تو صاحب تمام ثروت زمین هستی اون روز چه لباسی می پوشی؟

چه طلایی به خودت آویزون می کنی؟

با چه ماشینی گردش می کنی؟

 کدوم خونه رو برای زندگی انتخاب می کنی؟

واقعا چشماتو ببند و تصور کن.....

شاید یک نصفه روز از هیجان این همه ثروت به وجد بیای اما کم کم می فهمی حقیقت چیه.

 وقتی هیچ کس نیست که احساستو باهاش تقسیم کنی....

 لباس جدیدتو ببینه.....

 برای ماشینت ذوق کنه ....

باهات بیاد گردش...

 کنارت غذا بخوره ...

همه این داشته هات برات پوچه دیگه رانندگی با وانت یا پورشه برات فرقی نداره....

خونه دو هزار متری با 45 متری برات یکی میشه..

طلای 24 عیار توی گردنت خوشحالت نمی کنه..  

همه اسباب شادی هست اما هیچ کدومشون شادت نمی کنه چون کسی نیست که شادیتو باهاش تقسیم کنی.

 اون وقته که می بینی چقدر وجود آدم ها با ارزشه چقدر هر چیزی هر چند کوچیک و ناقص با دیگران بزرگ و با ارزشه.

شاید حاضر باشی همه دنیا رو بدی اما دوباره آدم ها کنارت باشند.....

 ما با احساس زنده هستیم نه با اموال.

/ 29 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پــــــــویا

شب قراری است که.. ستاره ها برای بوسیدن ماه می گذارند. وچه زیباست شرم زمین... که خودش را به خواب می زند.

پــــــــویا

من دختر شیرین سخن دوره ی قاجار تـــو پست مدرنـی و مضامیـن دل آزار من اهـل دل و چـای هل و لعــل نگارم تو اهل شب و شعر سپید و لب سیگار من فلسفه ی عشقم و اشراقی محضم تو عقلگــرا چون رنـــه و نیچـــه و ادگار من پنجره ای رو به غزل... خواجه ی شیراز تو سخت ، پــر از خشتی و مانند بـه دیوار با این همه عاشق شده ام دست خودم نیست من دختـــر شیریـن سخــن دوره ی قاجـار زهرا اقبالی

پــــــــویا

ﺗـــــﻮ ﺑﺨﻨــــﺪ ﻣـــــــﻦ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺧﻨﺪﺍﻧـــــﻢ ﺗــــــﻮ ﺑﻨﺸین ﻣـــــﻦ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺑـــہ ﺩﻭﺭِ ﺗـــــﻮ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺍﻧﻢ ﺗــــــﻮ ﻓﻘﻂ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧــــہ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺩﺍﺷﺘـــہ ﺑﺎﺵ ... ﺗﺎ ﻣــــــﻦ ... ﻋﺎﺷﻘﺎﻧـــه بــرایت بـمیـرم دلم میخواهد تمام حس نابم را برایت بنویسم! میدانی،گاهی دلم میخواهد از شدت این دوست داشتن بمیرم... میخواهم داستانی از علاقه ام به تو بنویسم یکی بود،یکی...بیخیال!! خلاصه اش میشود دوستت دارم... احساس مرا اندازه نگیر... تو را بی اندازه دوست دارم . . .[گل]

پــــــــویا

رسم ” خوب ” ها همین است حرف آمدنشان شادت می کند و حرف رفتنشان با دلت چنان می کند که هنوز نرفته، دلتنگشان می شوی . . [گل]

پــــــــویا

احساسم را نمی فروشم ؛ حتی به بالاترین بها . . . ! ولی آنگونه که بخواهم خرج میکنم ! برای آنهایی که لایق هستند . . .[گل]

پــــــــویا

زمین دور چشم های تو می چرخد تا چار فصل عمر من تکرار یک بهار بوسه یک تابستان خاطره یک پائیز عاشقانه یک زمستان آغوش در مدار عطر تو باشد وقتی خدا هم نفس اش از تو زنانه می شود *پرویز صادقی*[گل]

پــــــــویا

درشادی ، درغم درسرخوشی ، درخستگی در...همه حال تورا امتحان کردم همیشه طعم عشق میدهی شیرین و خواستنی

پــــــــویا

عاشق که می شوی لالایی خواندن هم یاد بگیر شب های باقیمانده ی عمرت به این سادگی ها صبح نخواهد شد «مهدیه لطیفی»[گل]

پــــــــویا

تا ... بر میدارمش ... از ... » تو « می نویسد ... مانده ام ... این ... » خود نویس « است ... یا ... » تو نویس « ...!! عباس رزاقی[گل]