خانه تکانی دل....

چه میشود اگر در آستانه عید به جای این که اینقدر به تکاندن خانه هایمان بپردازیم،

کمی هم خانه ی دلهایمان را بتکانیم...!!

چقدر گرد وخاک گرفته است این دل ها،چقدر الودگی و زشتی.....!!

چقدر موسیقی قلبهایمان نابه هنجار می نوازد در این روزها....

دلهایمان بد جوری خانه تکانی می خواهد...

 بد جوری تغییر می طلبد....

خدایا یاریمان کن که خانه دل خود را به شدت از هر چه کینه وعداوت است، بتکانیم،

وبا مهربانی آذین ببندیم.

/ 100 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
میلاد

سلام با آخرین پست سال 93 آپم خوشحال میشم بیای.

شعیب فرامرزی

سلام زمستانی سرد،کلاغی غذا نداشت جوجه هایش را سیر کند،گوشت بدن خود را جدا میکرد و به جوجه هایش میداد،زمستان تمام شد و کلاغ مرد ،جوجه هایش نجات پیدا کردند و گفتند:اخی خوب شد مرد خسته شدیم از این غذای تکراری این است واقعیت تلخ روزگار ما

پــــــــویا

بیشترین دروغی که در این دنیا گفته ام این کلمه است... خوبم .... [گل]

پــــــــویا

از دیوارها میگذرم به دیدارت نه بال میخواهم نه آسمان چشمهایت که باشد پرواز اتفاق بی چون وچرایی ست نیلوفر ثانی[گل]

پــــــــویا

تاریک باد... خانه ی مردی که... نمیجنگد... برای زنی که دوستش دارد![گل]

پــــــــویا

اگر جای مروت نیست با دنیا مدارا کن به جای دلخوری از تنگ بیرون را تماشا کن دل از اعماق دریای صدف‌های تهی بردار همین‌جا در کویر خویش مروارید پیدا کن چه شوری بهتر از برخورد برق چشم‌ها باهم نگاهش را تماشا کن، اگر فهمید حاشا کن خطر کن! زندگی بی او چه فرقی می‌کند با مرگ به اسم صبر، کمی با زندگی امروز و فردا کن...[گل]

پــــــــویا

قصه‌ی ِ غصه‌ی ِ یعقوب همین بود که کاش بادها عطر که دادند، خبر هم بدهند ما که هی زخم زبان از کس و ناکس خوردیم چه تفاوت که به ما زخم ِ تبر هم بدهند خسته‌ام مثل یتیمی که از او فرفره‌ای بستانند و به او فحش ِ پدر هم بدهند... حامد عسکری[گل]

پــــــــویا

شنیدمت که نظر می‌ کنی به حال ضعیفان تَبم گرفت و دلم خوش، به انتظارِ عیادت «سعدی» [گل]

پــــــــویا

لبخند بزن... گاهی قوسی کوچک ، میتواند معماری یک سازه را عوض کند...![گل]