دوست..

پیش بیا! پیش بیا! پیشتر!

تا که بگویم غم دل بیشتر

دوست ترت دارم از هرچه دوست

ای تو به من از خود من خویشتر

 دوست تر از آنکه بگویم چقدر

بیشتر از بیشتر از بیشتر

داغ تو را از همه داراترم

درد تو را از همه درویشتر

 هیچ نریزد بجز از نام تو

بر رگ من گر بزنی نیشتر

 فوت و فن عشق به شعرم ببخش

تا نشود قافیه اندیشتر...

/ 10 نظر / 10 بازدید
فرح

آمدیم بانو پیشتر [بغل]

کبری

خیلی زیبا ببخشید می پرسم از خودتونه فوق العادست فوق العاده [دست][دست]

ذکریا

مایهِ اصل و نَسَب در گردش دوران زَر است / دائمآ خون میخورد تیغی که صاحب جوهر است کُره اسب ، از نجابت از پس مادر رود / کُره خَر ، از خریت ، پیش پیشِ مادر است دود اگر بالا نشیند کسرِ شأن شعله نیست / جای چشم ابرو نگیرد گرچه او بالاتر است شصت وشاهد هردو دعوای بزرگی میکنند / پس چرا انگشت کوچک لایق انگشتر است ؟ آهن و فولاد از یک کوره می آیند برون / آن یکی شمشیر گردد دیگری نعِلِ خر است گر ببینی ناکسان بالا نشینند صبر کن / روی دریا کف نشیند ، قعر دریا گوهر است . . .

سعید

شعر بسیار زیبایی بود. غم و شادی کنار هم وجود دارند و نمیشه از هیچکدوم کاملا غافل موند. ان شاء الله که همیشه شادی باشه و اگه غم داشتیم تحمل صبرش هم بهمون بده خدا. ممنون از اومدنتون

pouya

دلم به اندازه تمام روزهای پاییزی? گرفته است... آسمان چشمانم به اندازه تمام ابرهای بهاری? بارانی است... قلبم انگار به اندازه سردترین روزهای زمستانی، یخ زده است... اما وجودم در کوره داغ تابستانی می سوزد... چه چهار فصلی است سرزمین دقایق من......!!!!

pouya

تعــﻬـﺪ ﺩﺍﺷﺘــﻦ، ﻗــﺸﻨﮕــﻪ !! ﺣﺘـــﯽ ﺗﻌﻠــﻖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ! ﺍﯾﻨﮑـﻪ ﺑﺪﻭﻧــﯽ ﻣـــﺎﻝ ﮐﺴــﯽ ﻫﺴﺘــﯽ ﺳــﻬـﻢ ﮐﺴــﯽ ﻫﺴﺘــﯽ ﻭ ﺍﻭﻧـــﻢ ﻣـــﺎﻝ ﺗـــﻮﺋـــﻪ ﺣـــﻖ ﺗـــﻮﺋــﻪ ﻣﻬـــﻢ ﻧﯿــﺲ ﺍﯾﻦ ﺗﻌــﻬـﺪ ﺍﻣـﻀــﺎﺀ ﺑﺸــﻪ ﺗـــﻮ ﯾﻪ ﮐـــﺎﻏـﺬ ﭘــﺎﺭﻩ ! ﺍﺻـــﻠﺶ ﺟـــﺎﯼ ﺩﯾﮕــﻪ ﺳَﻨَــﺪ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺗﻮﯼ ﺩﻻﺗــــــــــﻮﻥ …

پویا

یک پنجره ونگاهی ازخاطره ها بنگربه هجوم سرداین فاصله ها[گل]

پویا

اگر باور داری خاطره ها ماندگارند ، پس آسوده خاطر باش که همیشه در خاطرم هستی[گل]

پویا

آزمودم دل خود را به هزاران شیوه؛ هیچ چیز جز یاد خدا شادش نکرد ... [گل][گل][گل]