آرزوهای بلند....

چقدر حتی هفتاد هشتاد سال هم کم است برای دیدن تمام دنیا!
برای بودن با تمام مردم دنیا!
چقدر حیف است که من میمیرم و غواصی در عمق اقیانوس ها را تجربه نمیکنم!
میمیرم و حداقل یکبار زمین را از روی کره ماه نمیبینم!
دلم میخواست چند سال در یک جنگل یا یک روستا زندگی کنم...
چند سالی را هم در چند کشور دیگر با آداب و رسومی دیگر...
دلم میخواست چند کلیسا و معبد و مسجد بزرگ جهان را میدیدم و با پیروان ادیان مختلف حرف میزدم...
دلم میخواست یکبار هم که شده از ارتفاعی بلند و مهیب پرواز میکردم...

""دلم میخواست های من""
زیادند،
بلندند،
طولانی اند...
اما مهمترین دلم میخواستم،این است که انسان باشم
انسان بمانم
چقدر وقت کم است.
تاوقت دارم باید مهر بورزم به همین چند نفر که از تمام مردم دنیا با من نفس می کشند،
باید مهر بورزم به همین جغرافیایی که سهم چشمهای من از جهان است.
وقت کم است باید خوب باشم...
مهربان باشم...
ودوست بدارم همه ی زیبایی ها را...

آفتاب نوشت :

میگویند: ﺍﻧﺴﺎنهای ﺧﻮﺏ ﺑﻪ ﺑﻬﺸﺖ میروند
ﺍﻣﺎ ﻣﻦ ﻣﯿﮕﻮﯾﻢ:
ﺍﻧﺴﺎنهای ﺧﻮﺏ ﻫﺮﺟﺎ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﺁﻧﺠﺎ ﺑﻬﺸﺖ
ﺍﺳﺖ.

/ 86 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پــــــــویا

قلب من پذیرای همه صورتهاست قلب من چراگاهی است برای غزالان وحشی وصومعه ای است برای راهبان ترسا و معبدی است برای بت پرستان وکعبه ای است برای حاجیان قلب من الواح مقدس تورات است و کتاب آسمانی قرآن دین من عشق است .... وناقه عشق مرابه هر سوی که خدا خواهد ، سوق می دهد و این است دین و مذهب من به نقل از کتاب مقالات دکتر حسین الهی قمشه ای[گل]

پــــــــویا

هنوز هم وقتی باران می آید تنم را به قطرات باران می سپارم می گویند باران رساناست شاید دستهای من را هم به دستهای تو برساند[گل]

پــــــــویا

زندگی‌ همین است هر خاطره ، غروبی دارد هر غروبی ، خاطره ای و ما جایی‌ بینِ امید و انتظار ، چشم می‌کشیم تا روزگار مان بگذرد گاهی‌ هم فرق نمیکند چگونه فقط بگذرد ... { نیکی‌ فیروزکوهی }

پــــــــویا

دور کنید مرا از آن عقلی که گریستن نمی داند و آن فلسفه ای که خندیدن نمی شناسد، و آن غروری که در برابر کودکان سر خم نمی کند.

پــــــــویا

عارفی پرسید: - دوست را چون دوستش داری نیازش داری؟ یا که چون نیازش داری دوستش داری؟ گفتم: - چون دارمش بی نیازم ...[گل]

پــــــــویا

تو را تمامی تو را نگاه مهربانت را غرور نهفته درصدایت را خستگی هایت را همه را در امن ترین جای دلم جای می دهم و هرصبح سرک می کشم به این دارایی عزیز و شبها هوشیار و نگهبان به خواب می روم و اگرکسی بپرسد شغلت چیست؟ پاسخ میدهم ؛ خزانه دار یک "او"ی مهربان از ؟

صبور

نبردهاي زندگي هميشه به سود قويترين ها و سريعترين ها پايان نمي پذيرد! دير يا زود، بُرد با كسي است كه بردن را باور دارد! ((ناپلئون هيل))

پــــــــویا

ای هر سخنت قطره ی باران بهاری باید که بر این تشنه ی بی تاب بباری من معدن حرفم پرم از شعر و تغزّل امّا تو عزیزم به خدا حرف نداری .. سیب است و انار است و عسل هست و شکر نیز واجب شده بر خوان لبت شکرگزاری ! تو قصّه ی "شیرینی" و من شاعر " مجنون " این گونه بعید است به من دل بسپاری ! سیگار و غزل چاره ی بی حوصلگی هاست یک شعر بمان پیشم اگر حوصله داری .. { مصطفی الوندی }

پــــــــویا

ای هر سخنت قطره ی باران بهاری باید که بر این تشنه ی بی تاب بباری من معدن حرفم پرم از شعر و تغزّل امّا تو عزیزم به خدا حرف نداری .. سیب است و انار است و عسل هست و شکر نیز واجب شده بر خوان لبت شکرگزاری ! تو قصّه ی "شیرینی" و من شاعر " مجنون " این گونه بعید است به من دل بسپاری ! سیگار و غزل چاره ی بی حوصلگی هاست یک شعر بمان پیشم اگر حوصله داری .. { مصطفی الوندی }