ما چه می کنیم؟!!

خوب یاد گرفته ایم ورانداز کردن همدیگر را
یک خط کش این دستمان
و یک ترازو آن دستمان
اندازه می گیریم و وزن می کنیم ؛
آدم ها را
رفتارشان را
انتخاب هایشان را
تصمیم هایشان را
حتی قضا و قدرشان را !!
به رفیقمان یک تکه سنگینی می اندازیم
بعد می گوییم
خیر و صلاحت را می خواهم !
غافل از اینکه چه برسر او می آوریم !
در جمع ، هرکس را یک جور مورد بررسی قرار می دهیم
آن یکی را به ازدواج نکرده اش
این یکی را به نوع رابطه اش
آن دیگری را...
میرویم توی صفحه ی یکی
و نوشته اش را میخوانیم می نشینیم و قضاوت می کنیم
یکی هم نیست گوشمان را بگیردکه :
های ! چندبار توی آن موقعیت بوده ای
که حالا اینطور راحت نظر می دهی
حواسمان نیست که چه راحت
با حرفی که در هوا رها میکنیم
چگونه یک نفر را به هم میریزیم
چندنفر را به جان هم می اندازیم
چه سرخوردگی یا دلخوری بجای میگذاریم
چقدر زخم میزنیم...
حواسمان نیست که ما میگوییم و رها میکنیم و رد میشویم
اما یکی ممکن است گیر کند
بین کلمه های ما
بین قضاوت ما
بین برداشت ما
دلی که می شکنیم ارزان نیست......................

آفتاب نوشت :

دوست بدار نه برای آنکه دوستت بدارند ...
تو به پاس زیبایی عشق ، عشق بورز و جاودانه باش..

/ 130 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پــــــــویا

دست خالی‌ که نمی‌شود به پیشواز خاطره رفت ! من هم وقتی‌ چمدانم پر از گریه شد راه می‌‌افتم (سیروس جمالی)

پــــــــویا

الفبا برای سخن گفتن نیست برای نوشتن نام توست شمس لنگرودی[گل]

پــــــــویا

بیا و مرا ببر دیگر نه آفتاب گُر گرفته زبانم را روشن می کند نه بال‌بال شب پره ای جانم را می شکافد و نه شبنمی در قلبم آب می شود. بیا دستم را بگیر و خرده ریز این کلمات تباه شده را از پیشم جمع کن.[گل]

فائزه

وقتی راه رفتن آموختی ،دویدن بیاموز.وقتی دویدن آموختی،پرواز را راه رفتن بیاموز،زیرا راههایی که میروی جزئی از تو میشودو سرزمینهایی که می پیمایی بر مساحت تو اضافه می کند. دویدن بیاموز،چون هر چیز را که بخواهی دور است و هر قدر که زود باشی دیر. و پرواز را یاد بگیر نه برای اینکه از زمین جدا باشی،برای آن که به اندازه فاصله زمین تا آسمان گسترده شوی... عرفان نظر آهاری

پــــــــویا

زنـده بــودن را به بیــداری بـگـذرانـیـم که سالهـا به اجـبـار خواهـیم خـفـت... دکتر علی شریعتی [گل]

پــــــــویا

ای آنکه در نگاهت حجمی زنور داری کی از مسیر کوچه قصد عبور داری؟ چشم انتظار ماندم، تا بر شبم بتابی ای آنکه در حجابت دریای نور داری من غرق در گناهم، کی می کنی نگاهم؟ برعکس چشمهایم چشمی صبور داری از پرده ها برون شد، سوز نهانی ما کوک است ساز دلها، کی میل شور داری؟ در خواب دیده بودم، یک شب فروغ رویت کی در سرای چشمم، قصد ظهور داری؟[گل]

پــــــــویا

دفتر نوشته هایم را سفید می گذارم مولا جان بی تو بودن که نوشتن ندارد درد دارد ...![گل]

قلب صبور

سلام خیلی ممنونم ازت همشهری گل و مهربون ان شالله هر غمی دیدی خدا ده برابرش صبر بهت بده چون غم همیشه تو زندگی هست همیشه شاد باشی موفق باشی یاعلی

صبا

دوست عزیز ممنون که بهم سر زدی[گل][گل][گل]

پویا

خودت ... که ... هیچ ... تمام دنیا هم بگویند : ... " تو " ... مال من نیستی ...!! این ... دل زبان نفهم ... باز هم " بهانه ات " ... را ... میگیرد ...!! امان ... از این دل زبان نفهم ...!!