دوستی

در عصر یخبندان بسیاری از حیوانات یخ زدند و مردند.

خارپشتها وخامت اوضاع را دریافتند.

تصمیم گرفتند دورهم جمع شوند و بدین ترتیب همدیگر را حفظ کنند.

وقتی نزدیکتر بودند گرمتر می شدند ولی خارهایشان یکدیگر را زخمی می کرد به همین خاطر عده ای از آن ها تصمیم گرفتند ازهم دور شوند

آن عده از سرما یخ زده می مردند.

بقیه فهمیدند که باید برگزینند یا خارهای دوستان را تحمل کنند،

یا نسلشان از روی زمین بر کنده شود.

دریافتند که  گردهم آیند.

آموختند که، با زخم های کوچکی که همزیستی با کسی بسیار نزدیک بوجود می آورد، زندگی کنند چون گرمای وجود دیگری مهمتر است.

و این چنین توانستند زنده بمانند....

بهترین رابطه این نیست که اشخاص بی عیب و نقص را گرد هم می آورد

بلکه آن است هر فرد بیاموزد با معایب دیگران کنار آید

و محاسن آنان را تحسین نماید.

وقتی تنهاییم دنبال دوست می گردیم ؛

پیدایش که کردیم دنبال عیب هایش می گردیم

وقتی که از دستش دادیم در تنهائی دنبال خاطراتش می گردیم

(ژان پل سارتر)

/ 135 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرزانه

تو بگو سیب من دانه دانه،دلم را انارت میکنم

فرزانه

هر فرد بیاموزد با معایب دیگران کنار آید و محاسن آنان را تحسین نماید.

هزاران گنج

آموزگارم ، تو باغبانی می پرورانی بذروجودم ، با مهربانی با درسهایت دیو جهالت از من گریزد اندرزهایت ، بهر وجودم ، شد پاسبانی من غرقه بودم در بحر غفلت دستم گرفتی ای ناجی من، من همچو قایق ، تو بادبانی بر خوان ِ علم ، خود میزبانی کار تو باشد، ارشاد انسان همکار ِ خوب ِ پیغمبرانی

یه عاشق

ﻭﻗﺘﯽ ﻏﺼﻪ ﺍﺕ ﻣﯿﮕﯿﺮﺩ، ﺗﻮﻫﻨﻮﺯ ﻫﻢ ﺁﻏﻮﺵ ﻣﻦ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﯼ... ﺑﺮﺍﯼ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﺁﺭﺍﻡ ﺷﺪﻥ... ﺍﻣﺎ ﻣﻦ... ﺣﺘﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﻧﻪ ﺁﻏﻮﺷﺖ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﻡ ﻧﻪ ﻧﮕﺎﻫﺖ ﻧﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ....

اشرف

سلام خانم.[پلک]تو این زمونه ای که انسانها بیشتر به دست هم پیر میشن تا به پای هم،همزیستی خیلی سخت تر میشه[ناراحت]

دختر غریبه

خنده های ما در خلال روز های زندگی ، در عبور روزهای کودکی ؛ و در شروع یک بلوغ مخملی؛ گم شدند ، آه زندگی ... [گل]

دختر غریبه

سحری به یاد رویت هوس نماز کردم به حضور دل تپیدم به خدا نیاز کردم همه خانه را خیالت بگرفت آرزویت لب ناله بسته میشد در گریه باز کردم حافظ [گل]

دختر غریبه

درد ِدل کـه می کنــی؛ ضعـف هـایـت، دردهـایــت رامی گـذاری تـوی ِ سیـنی؛ وتعـارف می کـنی کـه هـر کـدامـش راکـه می خواهنــد بــردارنـد؛ تیــز کننــد… تیــغ کننــد… و بــزننـدبـه روحـت…!

فرزانه

سلام مهربانم از شعری که تقدیمت کردم خوشت اومد؟ فدایت مهربانم.. شب میام پستتو میخونم برات مینویسم عزیزم الان کمی کار دارم میبوسمت دوست و همکار ارزشمندم

دختر غریبه

دلـم گـرفـتـه بـاشـد و نـبـاشـي . . و مـن.. جـايـي مـيـان سـطـرهـاي ايـن شـعــر.. مـُ ـرده بـاشـم . . دلـت کـه گـرفـت ايـن شـعـر را بـخـوان . . مـن.. جـايـي مـيـان سـطـرهـاي ايـن شـعـر.. مـ ـرده ام . . . ... [گل]