عجیب ها

من یک انسان هست.
اگر دلم میخواهد ساعاتی را تنها باشم، عجیب نیست.
اگر گاهی اوقات چشمانم میسوزد از اشک، اگر گاهی میخواهم سر بر شانه ی کسی گریه کنم، عجیب نیست.
اگر بی علت لبخند میزنم، عجیب نیست.
اگر گاهی پر از انرژی هستم، نه اینم هم عجیب نیست.
عجیب نیست که دوست دارم این جملات را به زبان بیاورم،
عجیب کسی است که در هر حالتی میخندد، میخندد که دیگران را بخنداند، در ظاهر خود را شاد نشان میدهد؛ ولی دلش...
نمیخواهم زیاد از دلش بگویم ولی دلش هم تنهایی میخواهد هم گریه اما به زبان نمی آورد که کسی را نرنجاند.
مراقب این عجیب ها باشید گاهی اوقات صبرشان، لبخندشان، انرژیشان، خنده هایشان همه و همه به یک باره تمام میشود.
این عجیب ها از هر انسانی غمگین ترند ولی خسته اند از این همه غم.
میخندند به امید روزی که شاید دنیا هم به آنها بخندد.
میخندند به امید غمگین نبودن دیگران
مواظب این عجیب ها باشید....!!

/ 61 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرهاد

سلام زيبا بود تشكر[گل] کجایی ای رفیق نیمه راهم که من در چاه شبهای سیاهم نمی بخشد کسی جز غم پناهم نه تنها از تو نالم کز خدا هم [گل]

پویا

فرق است بین دوست داشتن و داشتن دوست دوست داشتن امری لحظه ایست ولی داشتن دوست استمرار لحظه های دوست داشتن است . . .[گل]

پویا

بخاطر بسپار: وقتی ردپای احساس سبز انسانیت خویش را در قلب کسی باقی بگذاری بیشتر از حاضرین حاضر خواهی بود. حتی اگر غایب باشی ... [گل]

پویا

درسکوت دادگاه سرنوشت عشق برما حکم سنگینی نوشت گفته شد دل داده ها از هم جدا وای بر این حکم و این قانون زشت[گل]

پویا

از دلم تا لب ایوان شما راهی نیست نیمه جانی است درین فاصله قربان شما[گل]

پویا

ای که بر لبهای ما طرح تبسم می شوی دعوت ما بوده ای، مهمان مردم می شوی ؟!!![گل]

پویا

تو را گم می کنم هر روز و پیدا می کنم هر شب بدین سان خواب ها را با تو زیبا می کنم هر شب تبی این کاه را چون کوه سنگین می کند آنگاه چه آتش ها که در این کوه برپا می کنم هر شب[گل]

پویا

به " تو " ... که ... میرسم ... مکث میکنم ...! انگار ... در " زیباییت " چیزی ... را ... جا گذاشته ام ... مثلا"... در صدایت ... " آرامش " ... در چشمهایت ... " زندگی " ...! . . عباس رزاقی [گل]

خشونه

سلام خوبی؟ ممنونم ک سر زدی [قلب] چشم به لینکات هم سر میزنم

پویا

" تو " ... " شعر " ممنوعه ای ... نمیشود ... " تو " را نوشت ...! نمیشود ... " تو " را خواند ...! بین خودمان باشد ... فقط میشود ... دزدکی ... به " تو " فکر کرد...!!! . . عباس رزاقی [گل]